بعداز شهدا چه کرده ایم
ز شرار دل مي سوزم ز تمامي وجود
بسم الرب شهدا يكي بود يكي نبود
يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود/روزايه جبهه و جنگ روزايه قشنگي بود
روزايه قشنگي بود روزايه سخته جدايي/كاشكي جنگ تموم نمي شد مي شديم كربلايي
توي جنگ و جبهه ها يه بچه ي كوچيك بودم/نبودم جبهه ولي من به اونا نزديك بودم
خاطرات اون روزا هيچ وقت زيادم نميره/مرغ دل به ياد تابوت شهيد پر مي گيره
مادري چشمش به در چرا عزيزم نيومد/بعد چند روز پسرش به روي دستا ميومد
اما بعد جبهه ها ما از اونا جدا شديم/لباس خاكي فراموش شدو بي وفا شديم
دست بيعت به شهيدو آرمانش نزديم/اون چيزي كه اونا خواستن ماها هرگز نشديم
اونجا باذكر حسين شبونه معبر مي زدن/همه جا جار مي زدن غلام ابن الحسنین
ذكر يابن العسكري از لبشون كم نمي شد/غير يا مهدي چيزي به دردا مرحم نمي شد
اينجا كم كم خاطراتو از تو ذهنا مي برن/ديگه حرفي از شهيد تو مجلسا نمي زنن
اونجا ناله مي زدن چرا آقامون نمياد؟/حال جبهه خبر از حضور آقامون مي داد
اينجا خون به قلب ناز مهدي زهرا شده/صوت موسيقي طنين انداز محفلها شده
اونجا كرخه و دو كوهه جنت جانبازا بود/جذر و مد رود دز مبهوت اشك چشا بود
اينجا با زخم زبون جانبازو تحويل مي گيرن/همه ي عزت و تو ثروت و تحصيل مي بينن
اونجا سر بند ابالفضل به همه توون مي داد/بسيجي با لب تشنه لب دريا جون مي داد
اينجا غيرت مي دنو عشق تمدن مي خرن/با حجاب بي حجاب تمدن دم از تمدن مي زنن